|
بمیری بهتره
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم...
دستانم گرمي دستانت را مي خواهد پس دستانم را به تو ميدهم
قلبم تپش قلبت را مي خواهد پس قلبم را به تو ميدهم
چشمانم نگاه زيبايت را مي خواهد پس نگاهم از آن توست
عشقم تمامي لحظات تو را مي خواهند وبراي با تو بودن دلتنگي ميکنند
دل من همانند آسمان ابري از دوري تو ابري است
درخشش چشمانم همانند خورشيد درخشان انتظار چشمانت را مي کشند
پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد.
گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه برای دل من واسه جسم خستم منی که غرورو تو چشمات شکستم سر از کار دنیا کسی درنیاورد که هرکی تورو خواست یه روزی بد آورد واسه من که برعکس کار زمونه یکی نیست که قدر دلم رو بدونه گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه هنوزم زمستون به یادت بهاره تو قلبم کسی جز تو جایی نداره صدای دلم سازه ناسازگاره سکوتم بجز تو صدایی نداره تو خواب و خیالم فقط فکر اینم که دستاتو بازم تو دستام ببینم ولی حیف از این خواب پریدم با چشمای کورم به راهت بشینم
اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم دوستت دارم |
About![]()
سلام
Home
|